سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

108

طب در دوره صفويه ( فارسى )

بريتانيا به طور ثابت در اصفهان مستقر گشتند . در همين سال‌ها روح القدس هم پاپ را بر آن داشت تا ايران را تبديل به يك كشور مسيحى كند ! در آن موقع پرتغالىها در گوا بودند و گهگاه كشيشى كه نخواسته بود منتظر وزيدن باد مساعد و مراجعت به اروپا از راه دريا بشود ، راه خشكى را در پيش مىگرفت و براى اين كار بالطبع از ايران عبور مىكرد . براى مثال كشيشى به نام فرانسيسكو داكوستا « 3 » در سال 1008 در راه مسافرت خويش از گوا به ليسبون به اصفهان رسيد و در همان سال كشيش ديگرى به نام امانوئل داسانتوس « 4 » يك گردش يك‌ساله را در ايران شروع كرد . برطبق گزارشاتى كه پاپ از اين افراد دريافت داشت ، او نيز درست مثل ملكه اليزابت اول ، به اين نتيجه رسيد كه اوضاع و احوال موجود در ايران براى شروع فعاليت مناسب مىباشد ، با اين تفاوت كه هدف او مقاصد مذهبى ولى هدف ملكه اليزابت مقاصد تجارى بود . به هر صورت در تعقيب يك چنين فكرى پاپ كلمنت هشتم « 5 » در سال 1013 تصميم قطعى به اعزام هيات‌هاى مذهبى كرملى به ايران گرفت . اين درست است كه هدف اوليه هيات‌هاى انگليسى كه به ايران مىآمدند فقط انجام امور تجارى بود ، اما اين هيات‌ها پزشكانى نيز به همراه داشتند ، كما اينكه هدف اوليه هيات‌هائى كه از ايتاليا مىآمدند نيز تغيير فكر مذهبى ايرانيان بود ، اما عده بسيارى از اعضاى اين هيات‌ها در حرفه پزشكى نيز خبرگى فراوان داشتند ، براى مثال كشيش متيو « 6 » از كليساى سن‌ژوزف علاوه بر آن كه يك محقق گياه‌شناس محسوب مىگشت يك پزشك هم بود و يا آن كه كشيش الكساندر « 7 » از كليساى سن سيلوستر « 8 » مىنويسد : « از آنجا كه ايرانىها مىدانستند من با امور پزشكى آشنائى دارم نه تنها مرا براى درمان كودكان بيمار خود به منزل خود و به بالين آن‌ها مىبردند ، بلكه بزرگان و سرشناسان شهر نيز وقتى ناخوش مىشدند مرا فرامىخواندند . . . » به همين ترتيب كشيش امانوئل از كليساى سن آلبرت و پس از او كشيش ليندر « 9 » از كليساى سن سچيليا « 10 » پزشكان مخصوص پاشاى بصره بودند . نادر شاه افشار يكى از كسانى بود كه تمايل زيادى به درمان خود توسط پزشكان هيات‌هاى مذهبى نشان مىداد . رئيس هيات نمايندگى شركت هند شرقى در اصفهان ، در عين حال قنسول و يا نمايندهء مقيم انگلستان نيز محسوب مىگشت و اولين كسى كه به اين سمت منصوب گشت توماس باركر « 11 » نام داشت . او مايل بود كه خودش و ساير اعضاى هيات نمايندگى داراى يك پزشك مخصوص باشند و به اين علت يك اسكاتلندى سرگردان را كه اتفاقا در آن موقع در اصفهان بود براى انجام اين منظور استخدام كرد . اين شخص كه جورج استراخن « 12 »

--> ( 3 ) - Fransisco da Costa ( 4 ) - Fr . Emanuel da Santos ( 5 ) - Fr . Clement ( 6 ) - Fr . Mathew ( 7 ) - Alexander ( 8 ) - St . Sylvester ( 9 ) - Fr . Linder ( 10 ) - S . Cecilia ( 11 ) - Thomas Barker ( 12 ) - George Strachen